سمیه شوریابی؛ بازار: در شرایطی که نوسانات ارزی اخیر و افزایش قیمت دلار از محدوده ۱۹۵ هزار تومان به ۲۲۵ هزار تومان، توجه فعالان اقتصادی را به خود جلب کرده است، سکوت نسبی بازار زعفران پرسشهای جدی را مطرح کرده است. ساسان صدیقی کارشناس و مدرس برجسته بازارهای مالی، در تحلیل فاندامنتال خود با بررسی دقیق لایههای پنهان این بازار، به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که چرا زعفران هنوز واکنشی به این موج نداشته و چشمانداز چند ماه آینده آن چگونه است.
به گفته صدیقی، زعفران هیچگاه کالایی نبوده که در بلندمدت ارزان باقی بماند؛ این محصول در همه سالها همگام با دلار و اغلب جلوتر از آن حرکت کرده است. آنچه امروز به عنوان رکود نسبی در این بازار دیده میشود، نه پایان یک الگو، بلکه یک «تأخیر فاز» (Phase Lag) است؛ پدیدهای که در بازارهای کالایی جهان بارها تکرار شده و همیشه با یک حرکت جبرانی همراه بوده است، برای درک این موضوع باید عوامل فاندامنتال را لایهبهلایه باز کرد؛
لایههای فاندامنتال: عرضه، هزینه، تقاضا و متغیرهای کلان
نقطه شروع این تحلیل، متغیر «عرضه» است که اکنون در حال بازسازی خود است. اگرچه آمار رسمی صادرات قانونی کشور در محدوده ۲۰۰ تا ۲۲۰ تن است و تحت تأثیر جنگ و اختلال در پروازها قرار داشته، اما نکته کلیدی در جزئیات نهفته است.
صدیقی با اشاره به اینکه ثبت صادرات اسفندماه عملاً نزدیک به صفر بوده و بازار امارات با پوشش سالانه ۶۰ تن ریاکسپورت از دست رفته، میگوید: این اعداد در نگاه اول خبر بدی برای قیمت است، اما از منظر فاندامنتال به معنای کالایی است که در شرایط عادی باید از چرخه داخلی خارج میشد، اما اکنون در انبارهای داخل مانده است. این انباشت، همان عرضهای است که قیمت را نزدیک به کف نگه داشته و به محض بازگشایی کانالهای صادراتی، به صورت خالص از بازار برداشته خواهد شد. در تحلیل کالایی، این دقیقاً همان «عرضه معلق» است که با رشد دلار، انرژی قیمتی ذخیرهشدهاش قابل چشمپوشی نیست.
در لایه دوم، «هزینهها» تصویر تعیینکنندهتری دارند. بیش از ۹۰ درصد صادرات زعفران هوایی است و هزینههای حمل در این دوره بین ۱.۵ تا ۴ برابر شده است. همزمان، قیمت مواد اولیه بستهبندی نیز بین ۲ تا ۳ برابر رشد داشته است.
این تحلیلگر ارشد بازارهای مالی تأکید میکند که این وضعیت دو پیامد اساسی دارد: نخست، هزینه تمامشده ساختاری زعفران در داخل به شدت بالا رفته و هر کیلو تولید امسال با نرخهای جدید نهادهها ارزشگذاری میشود که کف قیمتی بازار را بالا میبرد، دوم اینکه صادرات در قیمتهای فعلی برای بخشی از بازیگران غیرمنطقی است؛ یعنی صادرکنندگان واقعی در انتظارند تا لجستیک یا دلار به نقطه سربهسر برسد و در آن لحظه با ورود به بازار، به دلیل عرضه اندک جهانی، قیمت را جابجا کنند.

لایه سوم مربوط به «تقاضای بینالمللی» است. برخلاف تصور حذف تقاضا به دلیل از دست رفتن امارات، دادههای گمرک چین نشان میدهد در ماه مارس ۱.۵ تن زعفران وارد این کشور شده که احتمالاً از مبدأ افغانستان تأمین شده و ارز آن به چرخه ایران بازنگشته است. صدیقی میگوید: این پدیده «نشت ارزی» است و رقیب جدیدی نساخته، چراکه زعفران افغانستان از نظر کیفیت، رنگدهی و برند قابل مقایسه با ایران نیست. تجربه بازارهای کالایی نشان میدهد وقتی یک محصول برند جهانی مسیرش را از دست میدهد اما تقاضا زنده میماند، یا کریدور بازسازی میشود و قیمت جبرانی میکند، یا کالا از مسیرهای خاکستری جابجا میشود که در هر دو حالت، فشار صعودی بر نرخ داخلی وجود دارد.
در لایه چهارم، «متغیر کلان» قرار دارد. در اقتصادی با تورم بالای ۸۰ درصد، نگهداری ثروت در پول ملی ناممکن است. زعفران به دلیل انبارداری ساده، فسادناپذیری، ارزش واحد بالا و خریدار صادراتی، جایگاه ویژهای دارد. آنچه امروز شاهدش هستیم، دقیقاً همان «فاز تأخیر» است که دلار حرکت کرده اما خریداران کلان هنوز وارد نشدهاند.
این کارشناس بازارهای مالی تصریح میکند: این شکاف قیمتی مثل یک فنر است؛ هر چه بیشتر فشرده شود، فشار بازگشتی قویتر است. از ۱۹۵ تا ۲۲۵ هزار تومان، رشد ۱۵ درصدی دلار محقق شده و صرفه صادراتی جدیدی شکل گرفته که محرک اصلی تقاضای صادراتی و بازگشت آن به بازار داخلی است.
هشدار معاملاتی ساسان صدیقی
این مدرس بازارهای مالی در ادامه نسبت به یک تغییر رفتار معاملاتی هشدار داد: بخشی از توقف رشد قیمت به «قیمتگذاری لحظهای» بازمیگردد که نشان میدهد بازیگران از ورود به تعهدات بلندمدت میترسند و حجم معاملات کاهش یافته است. در بازار کمحجم، واکنشهای قیمتی بهجای مسیر ملایم، به شکل جهشهای ناگهانی ظاهر میشود. بنابراین برای فعال این بازار، خرید پلهای بسیار منطقیتر از انتظار برای کف دقیق است، زیرا لحظه جهش معمولاً برای همه بهطور همزمان اتفاق میافتد و دسترسی به کالای ارزان از بین میرود.
چشمانداز بازار زعفران: سه سناریوی پیشرو
صدیقی چشمانداز این بازار را در سه سناریوی اصلی خلاصه میکند:
سناریوی پایه: این سناریو که محتملترین حالت است، بر این فرض استوار است که شکاف فعلی با دلار در میانمدت جبران خواهد شد. در اینجا انگیزه صرفه صادراتی، انباشت عرضه معلق که نهایتاً منجر به خرید کلان میشود، هزینه تمامشده بالای نهادهها و فشار تورمی بالای ۸۰ درصدی، همجهت عمل میکنند و در مجموع بازار را به سمت بازگشت همبستگی تاریخی با دلار سوق میدهند.
سناریوی صعودیتر: این سناریو زمانی فعال میشود که دو اتفاق همزمان رخ دهد؛ بازگشایی نسبی مسیرهای صادراتی به سمت امارات، عمان، ترکیه و بهویژه هند به عنوان بزرگترین بازار ادویه جهان و افزایش تقاضای هند برای قراردادهای حجیم. در این وضعیت، نه تنها گپ با دلار جبران میشود، بلکه احتمال حرکت سریعتر از دلار نیز وجود دارد، چرا که انباشت عرضهای که در دوره رکود جمع شده بود، به صورت ناگهانی وارد چرخه صادراتی میشود.
سناریوی تضعیفشده: در این سناریو که احتمال وقوع آن کمتر است، نشت ارزی از مسیر افغانستان ادامه یافته و هیچ پیشرفتی در بازگشایی کریدورها رخ نمیدهد. در این وضعیت، ممکن است قیمت داخلی برای مدت طولانی از نرخ دلار عقب بماند، هرچند حتی در این حالت نیز فشار تورم نهادهها کف قیمتی محکمی ایجاد میکند و احتمال سقوط واقعی قیمت بسیار پایین است.
جمعبندی
صدیقی در نهایت خاطرنشان میکند که آنچه بازار زعفران امروز تجربه میکند، نه نشانه ضعف فاندامنتال، بلکه نشانه انتقال بار از فاز فروش به فاز صبر است. عرضه معلق در انبارها، تقاضای زنده چین، هزینههای تمامشده سنگین، صرفه صادراتی جدید و بستر تورمی بالای ۸۰ درصد، همگی در یک جهت قرار گرفتهاند. تنها متغیر غیرقابل پیشبینی، زمان بازگشایی کانالهای صادراتی است که تعیین میکند جبران این شکاف در کوتاهمدت رخ دهد یا میانمدت. اما برای فعالان قدیمی بازار، این واقعیت پابرجاست که زعفران هنوز آنچه را که دلار گرفته، پس نگرفته است و در تاریخ این بازار، چنین عقبماندگیهایی همیشه با یک حرکت جبرانی همراه بوده است.