به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، دریای خزر در سالهای اخیر آرامآرام از ساحل فاصله گرفته و حالا نشانههای این عقبنشینی بیش از گذشته خود را نشان میدهد؛ روندی که تنها به تغییر چهره سواحل محدود نمیشود و میتواند پیامدهای گستردهای برای محیط زیست، اقتصاد، بنادر و جوامع ساحلی کشورهای پیرامون این پهنه آبی داشته باشد.

بررسی روند کاهش تراز آب خزر نشان میدهد سرعت افت سطح آب در سالهای اخیر افزایش یافته است. در فاصله سالهای 2020 تا 2025، تراز آب خزر بهطور میانگین حدود 20 سانتیمتر در سال کاهش داشته، اما این میزان در سال 2026 به حدود 23 سانتیمتر در سال رسیده است؛ افزایشی که میتواند زنگ هشداری درباره شتاب گرفتن روند پسروی آب در بزرگترین دریاچه جهان باشد.
خزر آرامآرام از ساحل فاصله میگیرد

کاهش تراز آب خزر پدیده تازهای نیست، اما آنچه اهمیت بیشتری پیدا کرده، استمرار این روند و افزایش سرعت آن است. وقتی سطح آب سالانه دهها سانتیمتر پایین میرود، آثار آن بهتدریج در خط ساحلی، تالابها، زیستگاههای طبیعی و فعالیتهای انسانی قابل مشاهده خواهد بود.
عقبنشینی آب همچنین میتواند شکل و گستره مناطق ساحلی را تغییر دهد و در برخی نقاط، فاصله میان خط فعلی ساحل و محدودههای پیشین آب افزایش پیدا کند. این تغییرات در صورت تداوم میتواند برنامهریزیهای مرتبط با زیرساختهای ساحلی، بنادر، گردشگری، شیلات و حفاظت از زیستبومهای حساس را با چالشهای تازهای روبهرو کند.
تغییر اقلیم؛ عامل اصلی کاهش تراز آب خزر

یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر کاهش تراز آب خزر، تغییر اقلیم عنوان میشود. افزایش دما میتواند با تغییر در میزان تبخیر سطح آب، الگوی بارش و میزان آب ورودی به حوضه آبریز خزر، توازن آبی این پهنه را تحت تأثیر قرار دهد.
خزر یک سامانه آبی بسته است و برخلاف دریاهایی که به اقیانوسها متصل هستند، خروجی طبیعی گستردهای به آبهای آزاد ندارد. به همین دلیل هر تغییری در میزان ورودی آب یا میزان تبخیر میتواند در تراز نهایی آن اثرگذار باشد.تغییرات اقلیمی صرفاً یک مسئله زیستمحیطی نیست؛ بلکه میتواند به یک موضوع اقتصادی، اجتماعی و حتی زیرساختی برای کشورهای ساحلی تبدیل شود.
مسئلهای فراتر از مرزهای پنج کشور ساحلی

دریای خزر میان پنج کشور ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان قرار گرفته است. کاهش تراز آب، پدیدهای نیست که بتوان پیامدهای آن را صرفاً در محدوده یک کشور مدیریت کرد؛ زیرا تغییرات این پهنه آبی بر کل مناطق ساحلی اثر میگذارد.
از این منظر، برنامهریزی برای سازگاری با کاهش تراز آب نیازمند همکاری میان کشورهای ساحلی است. پایش مستمر سطح آب، تبادل دادههای علمی، بررسی پیامدهای تغییرات اقلیمی و تدوین برنامههای مشترک برای حفاظت از زیستبومهای ساحلی میتواند بخشی از پاسخ مشترک به این پدیده باشد.
زنگ خطر برای سواحل ایران

برای ایران نیز کاهش تراز آب خزر اهمیت ویژهای دارد. استانهای گیلان، مازندران و گلستان بخش قابل توجهی از نوار ساحلی کشور را دربر گرفتهاند و فعالیتهای متنوعی از شیلات و گردشگری تا حملونقل دریایی و فعالیتهای اقتصادی در ارتباط مستقیم با این پهنه آبی قرار دارند.
ادامه روند پسروی آب میتواند در آینده بر الگوی استفاده از سواحل، زیرساختهای بندری و گردشگری و همچنین زیستگاههای وابسته به خزر اثر بگذارد. از سوی دیگر، تغییر شرایط آبی میتواند اکوسیستمهای ساحلی و تالابی را نیز تحت فشار بیشتری قرار دهد.
به همین دلیل، کاهش سالانه حدود 23 سانتیمتری تراز آب خزر در سال 2026 را نمیتوان صرفاً یک عدد آماری دانست. این عدد تصویری از تغییری بزرگتر است؛ تغییری که در صورت تداوم میتواند چهره سواحل خزر را دگرگون کند.
خزر نیازمند یک برنامه مشترک است

اکنون مسئله اصلی فقط این نیست که آب خزر چقدر پایین رفته است؛ پرسش مهمتر این است که کشورهای ساحلی برای مواجهه با ادامه این روند چه برنامهای دارند.
اگر تغییر اقلیم همچنان مهمترین عامل کاهش تراز آب خزر باشد، سازگاری با شرایط جدید باید از سطح اقدامات مقطعی فراتر برود و به یک برنامه بلندمدت منطقهای تبدیل شود؛ برنامهای که در آن وضعیت سواحل، بنادر، تالابها، شیلات، گردشگری و جوامع محلی بهصورت یکپارچه دیده شود.
خزر سالهاست آرامآرام عقب مینشیند؛ اما افزایش سرعت کاهش تراز آب از حدود 20 سانتیمتر در سال در فاصله 2020 تا 2025 به حدود 23 سانتیمتر در سال 2026، نشان میدهد این عقبنشینی دیگر موضوعی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. آینده سواحل خزر بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهایی وابسته است که امروز برای سازگاری با تغییرات اقلیمی گرفته میشود.
از دست رفتن زیستگاههای آبزیان در پی افت تراز آب خزر
عبدالعظیم فاضل، استادیار بومشناسی آبزیان در مؤسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور و مرکز تحقیقات ذخایر آبزیان آبهای داخلی درباره پیامدهای کاهش تراز آب دریای خزر بر منابع آبزی، اظهار کرد: کاهش تراز آب خزر یکی از عوامل مهم مؤثر بر وضعیت زیستگاهها و ذخایر آبزیان، بهویژه در سواحل جنوبی و شرقی این دریاست. صید ماهیان در دریای خزر طی سالهای گذشته با روندی کاهشی مواجه بوده است. این کاهش هم در مورد ماهیان استخوانی و هم ماهیان خاویاری مشاهده میشود. اگرچه در برخی سالها افزایشهایی در میزان صید ماهیان استخوانی رخ داده، روند کلی همچنان کاهشی است. یکی از عوامل مؤثر بر این وضعیت را شرایط نامناسب رودخانههای منتهی به دریای خزر است. چراکه بخش قابلتوجهی از ماهیان دریای خزر برای تخمریزی وارد رودخانهها میشوند و پس از طی مراحل اولیه رشد، به دریا بازمیگردند.
او افزود: افزایش تغییر کاربری اراضی در حوزههای آبریز، ورود حجم بالای رسوبات و تغییر کیفیت آب رودخانهها، شرایط زیستگاهی مناسب برای تخمریزی و رشد اولیه ماهیان را تحت تأثیر قرار داده است. برای نمونه، بر اساس مطالعات انجامشده در استان گلستان، رودخانه گرگانرود سالانه حدود 1.7 میلیون تن رسوب وارد دریای خزر میکند که نشاندهنده حجم بالای بار رسوبی ورودی به این پهنه آبی است.
این پژوهشگر با اشاره به اقدامات انجامشده برای جبران کاهش ذخایر آبزیان گفت: سازمان شیلات طی سالهای اخیر با تکثیر و رهاسازی گونههایی مانند کپور، کلمه، ماهی سفید و گونههای مختلف ماهیان خاویاری، تلاش کرده است بخشی از ذخایر و سبد صید صیادان را تأمین کند. با این حال، کاهش تراز آب دریای خزر، زیستگاههای طبیعی و مناطق مهم تخمریزی و پرورش ماهیان را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
فاضل با تمرکز بر شرایط استان گلستان توضیح داد: کاهش تراز آب در بخش شرقی دریای خزر محسوستر است و حتی کاهش حدود نیم تا یک متر در تراز آب میتواند موجب عقبنشینی خط ساحلی و خشکشدن بخشهایی از زیستگاههای ساحلی شود. یکی از پیامدهای مهم این روند، از دست رفتن تالاب گمیشان است. تالابی که در گذشته یکی از مناطق مهم تخمریزی و پرورش مراحل نوزادی ماهیان به شمار میرفت. خشکشدن این زیستگاه علاوه بر تأثیر بر آبزیان، زمینه بروز مشکلاتی مانند افزایش گردوغبار را نیز ایجاد کرده است.
او همچنین به وضعیت خلیج گرگان و تالاب میانکاله اشاره کرد و گفت: کاهش تراز دریای خزر موجب کاهش سطح آب خلیج گرگان شده و شوری آب در این اکوسیستم افزایش قابلتوجهی پیدا کرده است. شوری آب که چند برابر شده در نتیجه، یکی دیگر از زیستگاههای مهم برای مراحل نوزادی و رشد ماهیان از دست رفته است.
فاضل تأکید کرد که از بین رفتن تالاب گمیشان و تغییر شرایط خلیج گرگان، در کنار افزایش بار رسوبی رودخانهها، موجب کاهش زیستگاههای مناسب برای تکثیر و رشد ماهیان شده است. این تغییرات در الگوی صید قابل مشاهده است؛ بهگونهای که در بخش شرقی استان گلستان، صید پره تا حد زیادی کاهش یافته و ترکیب گونههای موجود در سبد صید نیز تغییر کرده است. در گذشته گونههایی مانند کپور و کلمه سهم قابلتوجهی در صید استان داشتند، اما اکنون سهم گونههای مقاومتر به شوری افزایش یافته و گونههای حساستر که برای تکمیل چرخه زندگی خود به زیستگاههای آب شیرین و تالابی وابستهاند، کاهش پیدا کردهاند.
این متخصص بومشناسی آبزیان درباره اقداماتی که میتواند در سطح منطقهای و ملی برای کاهش پیامدهای این روند مورد توجه قرار گیرد، گفت: بخش قابلتوجهی از آب دریای خزر از طریق رودخانهها تأمین میشود و کاهش ورودی رودخانهها، در کنار افزایش تبخیر، از عوامل مؤثر بر افت تراز آب است. بنابراین، احیای رودخانههای منتهی به دریای خزر و تقویت جریان آب ورودی به این دریا اهمیت زیادی دارد.
او احیای رودخانهها و تالابهای ساحلی در جنوب دریای خزر، از جمله تالاب انزلی، خلیج گرگان و تالاب گمیشان را از اقدامات مهم دانست و افزود: این زیستگاهها باید به شرایطی بازگردند که بتوانند بار دیگر نقش خود را بهعنوان مناطق مهم تخمریزی، رشد و پرورش مراحل نوزادی ماهیان ایفا کنند.
به گفته فاضل، احیای این زیستگاهها علاوه بر بهبود شرایط منابع آبزی، به افزایش ارتباط اکولوژیک میان دریای خزر و زیستگاههای ساحلی وابسته به آن کمک خواهد کرد.
او در نهایت تأکید کرد:مدیریت منابع آب، احیای رودخانهها و تالابهای ساحلی و حفظ زیستگاههای مهم آبزیان باید در کنار اقدامات مربوط به مدیریت ذخایر و تکثیر و رهاسازی ماهیان مورد توجه قرار گیرد. چراکه بدون حفظ زیستگاههای طبیعی، تداوم و اثربخشی اقدامات مربوط به بازسازی ذخایر آبزیان با محدودیت مواجه خواهد بود.
انتهای پیام/