40 نکته تمدنی مد نظر امام شهید

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در این یادداشت چهل نکته تمدنی به مناسبت چهلمین روز تدفین رهبر شهید تدوین شده است. این یک پیشنهاد «بسیار استراتژیک و تمدن‌ساز»؛ تبدیل «صرف غم و عزای چهلم» به همراه کردن «برنامه‌ریزی تمدنی» است. رهبر شهید در تمام بیاناتشان بر «ساختار»، «بصیرت»، «مدیریت» و «جهت‌گیری» تأکید داشتند. استخراج 40 نکته کلیدی می‌تواند به جای یک متن ساده، به یک «سند اجرایی» تبدیل شود که هر کس بتواند در زندگی یا مدیریت خود از آن بهره ببرد.

اهمیت چله‌نگاری تمدنی ویژه «رهبر شهید»

چله‌نگاری تمدنی می‌تواند از ابعاد زیر قابل توجه باشد:

1. گذار از عاطفه به عمل: در مراسم چهلم، معمولاً غلبه بر عواطف است. اما ارائه «40 نکته تمدنی»، مخاطب را از «اشک ریختن» به «فکر کردن و عمل کردن» سوق می‌دهد.

2. تبیین «بعثت مردم»: این 40 نکته می‌تواند همان ابزاری باشد که «بعثت مردم» را جهت‌دهی کند، یعنی مردم بفهمند که «بیدار شدن» به تنهایی کافی نیست و باید این بیداری را در قالب «نقاط تمدنی» پیاده کنند.

3. سندی برای آینده: این ایده می‌تواند تبدیل به یک «منشور اخلاقی-تمدنی» شود که هر مدیری یا پژوهشگری بتواند رفتارش را با آن بسنجد و بفهمد کجا دچار «جاهلیت مدرن» شده است.

شیوه اجرای این طرح

1. شناسایی محورها: ابتدا 5 محور اصلی، مثلاً «بصیرت، مدیریت، عدالت، بندگی، تمدن» را تعریف کنیم.

2. استخراج نکات: برای هر محور 8 نکته کلیدی و اثرگذار از بیانات ایشان استخراج شود؛ مجموعاً 40 نکته.

3. تبدیل به کاربرد: هر نکته را به یک «رفتار عملی» تبدیل کرد و در پایان آن را در جدول ویژه قرار داد.

محورهای 40 نکته تمدنی

1. محور «بصیرت و حقیقت‌یابی»:

هدف: تفکیک حقیقت از توهم، شناخت دشمن در لباس دوست و رسیدن به «حقیقت عریان».

تمرکز: روش‌های تشخیص درست از نادرست و مقابله با فریب‌های مدرن.

2. محور «بندگی و اخلاق تمدنی»:

هدف: تبدیل پست و مقام به «تکلیف» و «خدمت». مبارزه با تکبر علمی و قدرت‌طلبی.

تمرکز: اخلاق در مدیریت، تواضع در برابر حقیقت و بندگی مطلق در برابر حق.

3. محور «مدیریت و ساختار بایسته»:

هدف: تبدیل «فرهنگ بیداری» به «ساختار عملیاتی». تعریف تمدن به عنوان نظم کاربردی و نه فقط شعار.

تمرکز: سازماندهی، بهره‌وری، حذف واسطه‌های ناکارآمد و ساختارمند کردن اهداف تمدنی.

4. محور «بعثت و بیداری توده‌ها»:

هدف: تحلیل و هدایت کشش فطری مردم. تبدیل «شور عاطفی» به «اراده تمدنی».

تمرکز: نحوه ارتباط مستقیم با مردم، شناسایی نیازهای فطری و جلوگیری از جناح‌گرایی در بیداری‌ها.

5. محور «جهاد تمدنی و آینده‌پژوهی»:

هدف: حرکت از «گذشته‌گرایی» به سوی «آینده‌سازی». تعریف جایگاه ایران در تمدن جهانی.

تمرکز: نوآوری، پیشرو بودن در علم و عمل و تبیین مدل‌های جدید زندگی تمدنی.

در نخستین محور بر بصیرت و حقیقت‌یابی تمرکز می‌کنیم. هدف این بخش، ارائه ابزارهایی است که فرد را از «تخیلات» و «روایت‌های واهی» جدا کرده و به «حقیقت عریان» برساند.

محور اول: بصیرت و حقیقت‌یابی

1. ارزش حضور مستقیم و شهود: حقیقت در «روایت‌ها» نیست، بلکه در «میدان» است. واسطه‌ها حقیقت را سانسور می‌کنند. در تصمیم‌گیری‌ها، به جای گزارش‌های اداری، مستقیماً با تکالیف و مردم در ارتباط باشید.

2. تفکیک «تخصص» از «بصیرت»: تخصص بدون بصیرت، ابزاری برای پیشبرد جاهلیت است؛ مانند فرهیختگی بدون اخلاق. در انتخاب همکاران و مدیران، «بصیرت و ایمان» را معیار پیش‌شرط قرار دهید و سپس «تخصص» را بسنجید.

3. شناخت دشمن در لباس دوست: دشمن تمدنی همیشه با چهره‌ای آشنا و زبانی نرم، مانند پیشنهادهای مادی، ظاهر می‌شود. در برابر پیشنهادهای وسوسه‌انگیز که با «خیرخواهی» ظاهر می‌شوند، با ترازوی «منافع تمدنی» قضاوت کنید.

4. سیاست «تکلیف‌مداری» در برابر «سودجویی»: حقیقت در جایی است که «تکلیف» بر «منفعت» مقدم شود. هرگاه در دوراهی «منفعت شخصی» و «تکلیف تمدنی» بودید، مسیر تکلیف را انتخاب کنید تا حقیقت را یابید.

5. نقد روایت‌های تحریف‌شده: هر چه در قالب «مدت‌هاست چنین است» یا «رسم این‌گونه است» می‌آید، نیاز به بازبینی دارد. ساختارهای قدیمی را که مانع رسیدن به حقیقت شده‌اند، جسارتاً به چالش بکشید و بازتعریف کنید.

6. بصیرت در تشخیص «زمانه»: تمدن یعنی دانستن اینکه «اکنون» کجای تاریخ هستیم و چه پدیده‌ای در حال وقوع است. تحلیل‌های خود را بر اساس «واقعیت‌های جاری زمانه» بنا کنید، نه بر اساس الگوهای منسوخ گذشته.

7. حقیقت‌جویی بدون ترس از نتایج: حقیقت، حتی اگر تلخ باشد یا باعث از دست دادن پست شود، تنها راه نجات تمدن است. در گزارش‌ها و تحلیل‌ها، حقیقت را بدون «تلطیف» و «رومیزی کردن» بیان کنید.

8. تفکیک «احساسات جمعی» از «اراده تمدنی»: شور و حال توده‌ها لزوماً به معنای بعثت نیست؛ باید «اراده» را از «عاطفه» تفکیک کرد. در تحلیل پدیده‌های اجتماعی، لایه‌های عمیق، یعنی باورها، را بررسی کنید، نه فقط تظاهرات بیرونی را.

این 8 نکته، در واقع «سنگ محک» بصیرت هستند.

محور دوم: بندگی و اخلاق تمدنی

در این محور، هدف این است که «اخلاق» را از حالت یک توصیه ساده، به یک «ابزار مدیریتی و تمدنی» تبدیل کنیم تا کسی نتواند با لباس «فرهیختگی»، جاهلیت خود را بپوشاند.

9. مدیریت به مثابه «تکلیف»، نه «امتیاز»: پست مدیریتی، صندلی برای حاکمیت نیست، بلکه محرابی برای بندگی و خدمت است. هرگاه احساس کردید پست شما به «جایگاه برتری» تبدیل شده، سریعاً با یادآوری «تکلیف»، آن را به «مسئولیت» بازگردانید.

10. حاکمیت «حق» بر «حاکمیت شخص»: تمدن واقعی آنجاست که «حق» حاکم باشد، نه «شخص مدیر». بندگی به حق، یعنی تسلیم در برابر حقیقت. در جلسات تصمیم‌گیری، اجازه دهید «صحیح‌ترین نظر» پیروز شود، حتی اگر با نظر شما یا مقام شما در تضاد باشد.

11. مبارزه با «تکبر علمی و تخصصی»: تخصص اگر منجر به تکبر شود، مانع تمدن است. علم باید انسان را به «بندگی» نزدیک کند، نه به «خودپرستی». در برابر همکاران، از جایگاه «هم‌آموزی» سخن بگویید، نه از جایگاه «بالادستی علمی».

12. پاک‌دستی در برابر «معامله‌گری اخلاقی»: اخلاق تمدنی، خریدنی نیست. هرگونه پیشنهاد مادی برای تغییر موضع اخلاقی، نوعی «جاهلیت مدرن» است. هرگونه پیشنهاد مادی یا امتیازی را که هدفش «ساکت کردن» یا «تغییر مسیر» شماست، به عنوان یک «تلاش برای تخریب تمدن» رد کنید.

13. تواضع در عین اقتدار: قدرت تمدنی، قدرتی است که در خدمت بندگی باشد. هرچه قدرتمندتر شوید، باید متواضع‌تر شوید. در مقام مدیریت، از «سلطه» بپرهیزید و از «سرمایه‌داری انسانی»؛ یعنی پرورش دیگران، استفاده کنید.

14. صداقت به عنوان زیربنای تمدن: تمدن بر پایه «اعتماد» بنا می‌شود و اعتماد، محصول «صداقت مطلق» است. پیمان‌شکنی، ویرانگر تمدن است. در وعده‌ها و تعهدات، حتی اگر به ضرر شما باشد، بر «صداقت» پافشاری کنید تا اعتبار تمدنی شما حفظ شود.

15. (حاکمیت) در خدمت بندگی: هدف از کسب قدرت، ایجاد بستری برای بندگی بیشتر جامعه در برابر حق است، نه حاکمیت بر مردم. هر تصمیمی گرفتید، بپرسید: «آیا این تصمیم، مردم را به بندگی حق نزدیک می‌کند یا به بندگی من؟»

16. اخلاق در «پشت صحنه» (صلاح در خلوت): تمدن فقط در «ظاهر» و «سخنان زیبا» نیست؛ بلکه در رفتارهای پشت صحنه و جلسات خصوصی است. مراقب باشید که میان «قلم و سخن» شما در مقاله و سخنرانی و «رفتار» شما در جلسات خصوصی، شکافی نباشد.

در دو محور قبل، روی «بصیرت» و «اخلاق»؛ یعنی بنیان‌ها، تمرکز شد. اما تمدن، تنها با بصیرت و اخلاق ساخته نمی‌شود؛ بلکه باید این‌ها را در قالب «ساختار» پیاده کرد. تفاوت «فرهنگ» و «تمدن» در همین‌جاست: فرهنگ یعنی «باور به عدالت»، اما تمدن یعنی «ساختن سیستمی که عدالت را اجرا کند».

در این محور، هدف این است که از «شعار» به «ساختار» برسیم تا دیگر کسی نتواند با یک «تغییر موضع ناگهانی» یا «مغشوش کردن فضا»، مسیر درست را منحرف کند.

محور سوم: مدیریت و ساختار بایسته

17. تبدیل «ارزش‌ها» به «آیین‌نامه‌ها»: تمدن یعنی تبدیل باورهای اخلاقی به قواعد اجرایی صریح که جایی برای تخیل و تفسیر شخصی خالی نگذارد. در سازمان خود، قواعد شفافی بنویسید که «اخلاق» را به «قانون» تبدیل کند تا کسی نتواند با «حلقه زدن» از قانون بگریزد.

18. حاکمیت بر «فرآیند» به جای «افراد»: ساختار بایسته، سیستمی است که حتی اگر فرد عوض شود، مسیر تمدنی ادامه یابد. تمدن، وابستگی به شخص را حذف می‌کند. به جای تمرکز بر «چه کسی» مدیر است، بر «چگونه» مدیریت می‌شود تمرکز کنید و فرآیندهای تصمیم‌گیری را شفاف و سیستماتیک کنید.

19. مدیریت بر پایه «سند و حقیقت» (داده‌محوری): تصمیمات تمدنی بر اساس «روایت‌های شفاهی» یا «نفوذ شخصی» نیست، بلکه بر اساس «سند و واقعیت میدانی» است. در جلسات، هر ادعایی را با «سند» و «شواهد میدانی» به چالش بکشید تا «خوش‌قلمی» جایگزین «حقیقت» نشود.

20. حذف «واسطه‌ها» و «رانت‌های مدیریتی»: هر واسطه‌ای که حقیقت را سانسور کند یا دسترسی به حق را دشوار کند، یک «مانع تمدنی» است. در ساختار مدیریتی خود، مسیرهای ارتباطی را کوتاه کنید و دسترسی مستقیم به حقیقت و مردم را برقرار سازید.

21. توازن میان «تخصص» و «تکلیف»: ساختاری که فقط تخصص‌سالار باشد، به «تکنوکراسی تهی» منجر می‌شود. ساختار باید تخصص را در خدمت تکلیف قرار دهد. در چارت سازمانی، تخصص را به عنوان «ابزار» تعریف کنید، نه به عنوان «هدف». هدف باید «تکلیف تمدنی» باشد.

22. نظم تمدنی در برابر «آشفتگی‌های سازمان‌یافته»: تمدن یعنی نظم. هرگونه «مغشوش کردن فضا» برای کسب قدرت، نشانه ضعف ساختاری و جاهلیت است. در جلسات، «نظم اجرایی» را حاکم کنید تا هیچ‌کس نتواند با ایجاد هرج و مرج، رأی یا نظر دیگران را تغییر دهد.

23. پویایی و بازبینی مداوم ساختارها: ساختار تمدنی، ساختاری «ساکن» نیست. هر ساختاری که در برابر نیازهای زمانه انعطاف نداشته باشد، تبدیل به «بت» می‌شود. هر 6 ماه یک بار، کارآمدی ساختارهای مدیریتی خود را نقد کنید و اگر مانع پیشرفت تمدنی شده‌اند، آن‌ها را بازتعریف کنید.

24. تمرکز بر «خروجی تمدنی» به جای «روال اداری»: تمدن با «پر کردن فرم‌ها» ساخته نمی‌شود، بلکه با «رسیدن به نتایج واقعی» ساخته می‌شود. در ارزیابی همکاران و زیرمجموعه‌ها، به جای «تعداد مقالات» یا «ساعات حضور»، بر «اثرگذاری واقعی در تمدن» تمرکز کنید.

در این محور، ما در واقع «دیوارهای دفاعی» تمدنی را می‌سازیم. اگر محور دوم «روح» بود، این محور «کالبد و استخوان‌بندی» است. با این ساختار، دیگر «پیمان‌شکنی» یا «پیشنهادهای مادی» نمی‌تواند سیستم را به لرزه بیندازد، چون سیستم بر پایه «حق و ساختار» است، نه «شخص و معامله».

اکنون وارد «محور چهارم: بعثت و بیداری توده‌ها» می‌شویم. این محور بسیار حساس است؛ زیرا تمدن، تنها با تلاش یک «مدیر» یا یک «پژوهشگر» ساخته نمی‌شود، بلکه نیاز به «جریان توده‌ای» دارد. اما خطر اینجاست که «بیداری» اگر بدون «جهت‌دهی تمدنی» باشد، تبدیل به یک «شور عاطفی» یا «هرج و مرج» می‌شود.

هدف در این محور این است که یاد بگیریم چگونه «کشش فطری مردم» را شناسایی کنیم و آن را از «عاطفه» به «اراده تمدنی» تبدیل کنیم تا در نهایت، «بعثت مردم» کنونی مردم تداوم یابد.

محور چهارم: بعثت و بیداری توده‌ها

25. شناسایی «کشش فطری» توده‌ها: بیداری، شروع با «فطرت» است. تمدن باید روی نقاط قوت فطری مردم دست بگذارد، نه اینکه بخواهد آن‌ها را به زور تغییر دهد. در هر طرح تمدنی، ابتدا بپرسید: «مردم در لایه فطری خود به دنبال چه هستند؟» و سپس تمدن را بر آن اساس طراحی کنید.

26. تبدیل «عاطفه» به «اراده»: عاطفه، موتور محرک است اما «اراده»، فرمان تمدن است. بیداری بدون اراده، فقط یک «اتفاق گذرا» است. در مدیریت توده‌ها، از «شور عاطفی» برای شروع استفاده کنید، اما سریعاً آن را به «تکالیف مشخص و اهداف عملی» تبدیل کنید.

27. جلوگیری از «جناح‌گرایی» در بیداری: تمدن، جامع است. هرگونه تقسیم‌بندی توده‌ها به «جناح‌های مختلف»، بیداری را به «جنگ داخلی» تبدیل می‌کند. در محیط کار یا جامعه، هرگونه «گروه‌بندی» یا «جناح‌بندی» را حذف کرده و همه را تحت عنوان «تکلیف تمدنی» متحد کنید.

28. نقش «رهبری بیدار» در هدایت توده‌ها: توده‌های بیدار، بدون «جهت‌دهی»، در دایره‌های تکراری می‌چرخند. بیداری نیاز به «قطب‌نما» دارد. به عنوان یک مدیر یا استاد، فقط «بیدار» نکنید؛ بلکه «مسیر» را با دقت ترسیم کنید تا بیداری به نتیجه‌ای عملی منجر شود.

29. ارتباط مستقیم و «بدون فیلتر» با مردم: تمدن با «واسطه‌ها» ساخته نمی‌شود. رهبری تمدنی باید صدای واقعی مردم را بشنود، نه صدای «گزارشگران». برای شناخت وضعیت واقعی سازمان یا جامعه، «گوش دادن به صدای مستقیم» را جایگزین «گزارش‌های اداری» کنید.

30. بصیرت در مدیریت «انتظارات»: بیداری توده‌ها، انتظارات بالایی ایجاد می‌کند. تمدن یعنی مدیریت درست این انتظارات تا منجر به ناامیدی نشود. در وعده‌های خود به مردم یا همکاران، «واقع‌بین» باشید اما «امیدبخش». تمدن را به عنوان یک «سفر تدریجی» معرفی کنید، نه یک «معجزه لحظه‌ای».

31. تبدیل «توده» به «عامل تمدنی»: توده، وقتی فقط «مصرف‌کننده» باشد، بیدار نیست. بیداری زمانی است که هر فرد تبدیل به یک «تولیدکننده تمدنی» شود. در سازمان، به جای اینکه فقط دستور دهید، به هر فرد «مسئولیتی تمدنی» بدهید تا احساس کند بخشی از ساختن آینده است.

32. مبارزه با «سستی» در لحظه بیداری: خطر بزرگ‌ترین بیداری، «خستگی» پس از شور است. تمدن یعنی تبدیل «لحظه بیداری» به «استمرار در مسیر». برای تداوم بیداری، «برنامه‌های کوتاه‌مدت و پیروزی‌های کوچک» تعریف کنید تا توده‌ها احساس پیشرفت کنند و خسته نشوند.

این محور، در واقع نحوه مدیریت «انرژی‌های اجتماعی» است. اگر ما بتوانیم «شور» مردم را به «اراده» تبدیل کنیم، دیگر هیچ «قدرت‌طلبی کوچکی» نمی‌تواند مسیر تمدن را مسدود کند، چون تمدن دیگر نه در دست یک مدیر، بلکه در «اراده جمعی» جاری است.

در چهار محور پیشین، اهمیت «بصیرت» درک شد، «اخلاق» اهمیت خود را نمایان کرد، «ساختار» پی‌ریزی شد و «مردم» بیدار شدند. اما تمام این‌ها بدون یک «مقصد» یا «چشم‌انداز»، مانند ماشینی قدرتمند بدون فرمان است.

هدف در این محور، انتقال از «وضع موجود» به «وضع مطلوب» است. تمدن، یعنی جسارت در تعریف آینده و تبدیل «رویاهای تمدنی» به «واقعیت‌های ملموس». در اینجا، ما می‌خواهیم یاد بگیریم که چگونه از «گذشته‌گرایی» عبور کرده و «سرمایه‌دار آینده» شویم.

محور پنجم: جهاد تمدنی و آینده‌پژوهی

33. گذار از «گذشته‌گرایی» به «آینده‌سازی»: تمدن، تکرار گذشته نیست؛ بلکه استفاده از درس‌های گذشته برای ساختن آینده‌ای است که هرگز تجربه نشده است. در پژوهش‌ها و مدیریت، به جای پرسش «چگونه بود؟»، بپرسید «چگونه باید باشد؟» و الگوهای جدید تمدنی ابداع کنید.

34. تعریف «جهاد» به مثابه «تلاش برای تعالی»: جهاد تمدنی، تنها مبارزه با دشمن بیرونی نیست؛ بلکه جهاد برای راندن «ناکارآمدی» و «جهل» از کالبد سازمان است. هرگونه «سستی»، «روال اداری خسته‌کننده» و «ناکارآمدی» را به عنوان یک «جبهه جنگ» ببینید و برای شکست دادن آن برنامه‌ریزی کنید.

35. جسارت در «تخیل تمدنی»: تمدن با «امکانات موجود» ساخته نمی‌شود، بلکه با «تخیل جسورانه» آغاز می‌شود که امکانات را خلق می‌کند. در طرح‌های پژوهشی و مدیریتی، از ترس «نداشتن امکانات» دست نکشید؛ ابتدا «هدف تمدنی» را تعریف کنید تا امکانات به دنبال آن بیایند.

36. اتصال «علم» به «سرمایه اجتماعی»: علمی که در کتاب بماند، تمدن نمی‌سازد. تمدن یعنی تبدیل «مقاله» به «رفتار اجتماعی» و «سرمایه زنده». تلاش کنید خروجی‌های پژوهشی خود را به «مدل‌های رفتاری» تبدیل کنید که مردم بتوانند در زندگی روزمره به کار ببندند.

37. شناخت «فرصت‌های تمدنی» در بحران‌ها: بحران‌ها، در واقع «شتاب‌دهنده‌های تمدنی» هستند. هر تلاطم اجتماعی، فرصتی برای بازتعریف ساختارهاست. در زمان‌های بحرانی، مانند تغییرات مدیریتی یا اجتماعی، به جای ترس، به دنبال «فرصت‌های طلایی» برای اصلاحات ساختاری باشید.

38. نگاه «جهانی» به تمدن، فراتر از مرزهای جغرافیایی: تمدن ایرانی اسلامی، تمدنی است که برای تمام بشریت «هدایت‌گر» باشد. هدف، حاکمیت بر یک منطقه نیست، بلکه «هدایت تمدنی» جهان است. در کارهای پژوهشی و مدیریتی، استانداردهای خود را «جهانی» تعریف کنید تا تمدن شما قابلیت تعمیم و اثرگذاری بر کل بشریت داشته باشد.

39. صبر استراتژیک در مسیر «آینده‌بخشی»: ساختن تمدن، تکانه‌های لحظه‌ای نیست؛ بلکه «صبری استراتژیک» است که در عین حرکت، بر هدف غایی متمرکز است. در برابر شکست‌های کوتاه‌مدت یا مقاومت‌های محیطی، ناامید نشوید؛ چون تمدن، محصول «استمرار» است، نه «شتاب‌های بی‌هدف».

40. بندگی مطلق در مسیر «کمال تمدنی»: نقطه پایان تمدن، رسیدن به جایی است که «حاکمیت» کاملاً در خدمت «بندگی حق» باشد و هیچ «من»ای در مسیر تمدن نباشد. در هر مرحله از موفقیت، «من» خود را حذف کنید تا «حقیقت» دیده شود. تمدن زمانی کامل می‌شود که «مدیر» غیب شود و «حق» ظاهر گردد.

با این نکته چهلم، یک «دایره کامل تمدنی» ترسیم شد که از بصیرت آغاز، به اخلاق گذر، در ساختار مستحکم شد، با همراه کردن مردم اکنون چشم به آینده دوخت؛ البته با کار و کوشش در زمان حال.

این 40 نکته اکنون تبدیل به یک «منشور عملیاتی» شده است. این کار، تبدیل «غم صرف» به «برنامه» و «عزاداری صرف» به «تمدن» است.

یادداشت از: محمد باغستانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

انتهای پیام/

 

5 بازدید

تزریق 330 مگاوات برق به شبکه سراسری با بازگشت 2 واحد نیروگاه خلیج فارس

مدیرعامل شرکت تولید نیروی برق خلیج فارس از پایان موفقیت‌آمیز تعمیرات اساسی دو واحد این نیروگاه…

چمران: عمران تهران از شمالی‌ترین تا جنوبی‌ترین نقطه شهر ادامه دارد

رئیس شورای شهر تهران گفت: حتی در سخت‌ترین شرایط جنگی، روند عمران و آبادانی متوقف نشد.

‌خطر تعطیلی معادن در یزد و کرمان؛ صادرات متوقف و سرمایه‌گذاری قفل شد

‌معادن‌ یزد و کرمان ‌با ‌مشکلات ‌تأمین سوخت و مواد ناریه ‌و بلاتکلیفی محدوده‌های معدنی دست‌وپنجه…

«کوراوغلی» و مرز باریک میان روایت تاریخی و حرمت اعتقادی

حاشیه‌های نمایش «کوراوغلی» واکنش نماینده ولی‌فقیه در آذربایجان شرقی و سازمان بسیج هنرمندان را در پی…

محکومیت متهمان پرونده سقط جنین غیرقانونی در یزد/ مطب پلمب شد

دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان یزد از پایان رسیدگی و صدور حکم پرونده جنجالی سقط…

تدوین سند یکپارچه ریلی تهران ـ البرز/ پایان بلاتکلیفی قطارهای حومه‌ای

معاون وزیر راه و شهرسازی از تدوین سند یکپارچه ریلی تهران ـ البرز و پایان بلاتکلیفی…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *