خبرگزاری تسنیم ـ عباس نورزائی، فعال سیاسی و اجتماعی| در فرهنگ مردم سیستان مثلی است که میگوید «نون منَه مخاری نو، جای دگهای کوکو (پارس) مینی؟»؛ به این معنا که: نان مرا میخوری، اما جای دیگری پارس میکنی. این مثل ساده و صریح، سالهاست حقیقت رفتار خائنان و نمکنشناسان را بیان میکند؛ کسانی که از سفره ملت بهره میبرند، اما دل و صدایشان برای بیگانه است.
خائن، ذاتاً بیریشه و بیهویت است. پیوندی با خاک، مردم و تاریخ خود ندارد و منافع شخصی را بر عزت جمعی ترجیح میدهد. چنین فردی هویت خویش را نه در خدمت وطن، بلکه در رضایت قدرتهای پوشالی خارجی تعریف میکند.
قدرتهای سلطهگر نیز از همین بیریشهها بهره میبرند. تا زمانی که خائن کارآمد است، در صدر مینشیند، حمایت میشود و بزرگنمایی میگردد؛ اما به محض پایان مأموریت، همچون دستمال مصرفشده به زبالهدان انداخته میشود.
در منطق آمریکا و غرب، خائن هرگز شریک راهبردی نیست؛ بلکه وسیلهای موقت است. وطنفروشان به امید لبخند کاخ سفید، شرافت و استقلال ملت خود را میفروشند، بیآنکه بدانند این لبخندها تاریخ مصرف دارد.
نمونههای تاریخی این واقعیت فراواناند؛ از صدام حسین و محمدرضا پهلوی گرفته تا اشرف غنی. همگی زمانی مهرهی مفید بودند و زمانی دیگر، بهراحتی کنار گذاشته شدند و تنها ماندند.
تجربه تاریخ بهروشنی میگوید که تنها پشتوانه پایدار هر حکومت و جریان، مردم آن کشورند. عزت و ماندگاری از وفاداری به ملت میگذرد، نه از تکیه بر بیگانه. خیانت شاید نان و نام کوتاهمدت بیاورد، اما سرانجام، رسوایی و فراموشی در حافظه تاریخ است.
و چه زیبا 600 نفر از علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان، صف خود را در این بزنگاه تاریخی جدا و به درستی آن را اظهار کردند و به جهانیان اعلام داشتند.
انتهای پیام/